باید ببازم

عمریست که می بازم و یک برد ندارم-----اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت-----بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت

من زنده از این جرمم و مجرم به مجازات-----مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت

باید که ببازم، با درد بسازم-----در مذهب رندان این است نمازم؟!

 

/ 10 نظر / 10 بازدید

ما دانه نخورده طعمه ی دام شدیم / ناکرده گنه دیدی چه بدنام شدیم / بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم / باشد که نباشیم و بدانند که بودیم / دل را به کف هرکه نهادیم باز پس آرد / کس تاب نگهداری دل دیوانه ندارد .[قلب]

عشق یعنی رفتن از شهر بهار / با دو چشم تر به سوی روزگار / عشق یعنی بی وفایی های یار / عشق یعنی سالها در انتظار .[گریه][قلب][گل]

شعرات قشنگه وصف حال منه[پلک]

امیدوارم هر روز برایت رویایی باشد در دست ، نه دور دست ، عشقی باشد در دل ، نه در سر ، و دلیلی باشد برای زندگی نه برای روز مره گی .[قلب]

متشکر از پیامت شعرت قشنگ بود و عکسش

اي دادِ بيداد

[افسوس]

ای داد بیداد[گریه]

[سوال]

تو هم اي داد بيداد؟ آخه چرا؟